۱۳۸۷ فروردین ۱۷, شنبه

Man va iman


من و ايمان بالاخره تونستيم مغازه رو رنگ كنيم. عاقبت كار اوني شد كه ايمان ميخواست.
توي اين كار علي و حسين هم شريك بودند. البته توي بلوتوث بازي.
امين واقعا كمك كرد.امروز حسابي كار كرد.با موبايل تايپ كردن سخته .تا بعد

Iman


Saat az 1 gozashte

۱۳۸۷ فروردین ۱۶, جمعه

Hosein o ali


حسین یه گوشه تنها ایستاده بود.هر چند وقت یه بار یه نظری می داد و خاموش می شد.گوشیش تو دستش بود.اما گوشی فقط برای مکالمه نیست.کار های دیگه ای هم می شه باهاش انجام داد.به یکبار همه چیز عوض شد.گل خنده رو لبای حسین ...علی نو نوار کرده بود علی با گوشی فوق پیشرفته با سیستم دزدگیر ماشین مدل نمی دونم چی با یک گیگ رمو ساپورت عالی توی بلوتوس کردن غوغا کرد.حسینم با اون مدل گوشی فوق پیشرفته و.... البته اون طرف قضیه دو تا کارتن خواب دارن دیوار رنگ می کنن حاشیه های رنگ زدن مغازه از دیدنی های امروز بود

Iman


Dar hale rang zadan maghaze

Mohammad VA iman



khodamam


Inam man ke ba rang ha daram zendegi mikonam

Iman dar hale rang zadan


Khastim maghaze iman ro rang bezanim.alan ke daram in post ro miferestam toye maghaze iman hastam.

۱۳۸۷ فروردین ۱۴, چهارشنبه

Hamid


Hamantor ke gofte boodam kenare rodkhoonast. Albate roodkhoonash be khatere inke shabe maloom nist

Khodam


In ax ro kenare roodkhane gereftam.
Shab ba hamid rafte boodim begardim.
Yeki man gereftam.
Yeki ham hamid
Badi ax hamide

۱۳۸۷ فروردین ۱۱, یکشنبه

Bagh haye madarjoon


Madar har chzi ro tooye in baghche mikare

Sayed Mohammad emadi